الشيخ الصدوق ( مترجم : كمره اى )
18
كمال الدين وتمام النعمة ( فارسي )
امام خود را نشناسيد ؟ گفتند به آن حضرت چون چنين باشد پس چه كنيم ؟ فرمود به همان دستور اول باشيد تا براى شما روشن شود 40 - عبد الله سنان گويد من و پدرم شرفياب حضور امام ششم شديم فرمود چگونه باشيد شما آنگاه كه بوضعى درآئيد و در آن امام رهبرى نبينيد و پيشوائى ديده نشود و نجاتى نباشد جز براى كسى كه دعاى غريق را بخواند ؟ پدرم به او عرض كرد اين وضع به خدا بلا است چه بكنيم ؟ فرمود اما تو آن را دريابى ، چون اين وضع باشد بدان چه داريد بچسبيد تا مطلب براى شما روشن شود . 41 - امام ششم فرمود روزگارى براى مردم آيد كه محيط آنان گشاده گردد و علم و دانش ميان دو مسجد درهم پيچد چنانچه مار در سوراخش بر خود پيچيد ميان مكه و مدينه در اين ميان كه مردم چنين باشند بناگاه خداى عز و جل ستاره اى بر آنها بدرخشاند گويد عرضكردم بسطة چيست ؟ فرمود دوران فترت و غيبت امام شما ، گويد عرضكردم پس چه كنيم در اين ميانه ؟ فرمود بر آنچه هستيد باشيد تا خدا ستاره شما را بدرخشاند .